وقتی راه فرار را پیدا میکنی
دوست عزیز،
گاهی آدم تا لبه میرود. جایی که دیگر فکر میکند همه چیز تمام شده.اما همانجا، یک اتفاق همهچیز را برمیگرداند.
یکی از دریافتکنندگان ایمیلهای «هر روز یک معجزه» برای ما مینویسد:«سه روز پیش مرا از دم مرگ و وسوسه نجات داد… خداوند مرا فراموش نکرده…»
این جمله را ساده رد نکن. این یعنی در لحظهای که میتوانست سقوط کند، نجات پیدا کرده. نه با قدرت خودش، بلکه چون خدا وارد شد.
وسوسه همیشه هست. فشار هم هست. اما فرق در این است: آیا راه خروج را میبینی یا نه؟
در اول قرنتیان، باب ۱۰ آیهٔ ۱۳ آمده است: «خدا نمیگذارد بیش از توانتان وسوسه شوید، بلکه راه رهایی را هم فراهم میکند.»یعنی هیچ فشاری بدون راه خروج نیست.
دوست عزیز، اگر امروز درگیر فکری، وسوسهای یا فشاری هستی، این را یادت باشد:راه هست. اگر چه هنوز آنرا ندیده باشی، اما هست.
کار تو این است که اعتماد کنی.کار خدا این است که راه را باز کند.
گاهی فقط یک لحظه ایستادگی، فرق بین سقوط و نجات است.
سپاس برای وجودت که هنوز میایستی و تسلیم نمیشوی؛تو یک معجزهای
پیمان شبانلاری