وقتی وفاداری خدا از خستگیها عبور میکند
دوست عزیز،
گاهی مسیر ایمان، مسیری صاف و بیدردسر نیست؛ راهی است پر از بازگشت، ایستادن، افتادن و دوباره برخاستن. حمید، یکی از دریافتکنندگان ایمیلهای «هر روز یک معجزه»، با صداقت از همین مسیر مینویسد. او مینویسد سالهای طولانی در اعتیاد به مواد و الکل بوده و در سیوهشتسالگی، با ورشکستگی روحی، احساسی، مالی و جسمانی وارد مسیر بهبودی شده است. به کمک خداوند پاک شده و سالها خود را وقف خدمت به همدردانش کرده است.
او مینویسد که بعدتر دچار لغزش شده، زندگیاش دوباره آشفته شده و حتی برای فرار از واقعیت، کشور را ترک کرده، اما خداوند او را رها نکرد. در همان غربت، با ایمانداران آشنا شده، توبه کرده و به زندگی بازگشته است. امروز، با نزدیک به شصت سال سن و بیش از بیست سال پاکی، همچنان در حال خدمت است و شاهد پاکشدن دهها نفر در اطراف خود بوده؛ ثمرهای که برایش جای شکرگزاری دارد.
اما حمید با صداقت اعتراف میکند که از نظر مالی در تنگناست، گاهی خسته میشود، ناامیدی و تندخویی به سراغش میآید و حتی گاهی کلام را میخواند اما چیزی درک نمیکند. با این حال مینویسد وقتی پیامهای «هر روز یک معجزه» به دستش میرسد، احساس تازگی میکند و میفهمد خدا به او میگوید: «من با تو هستم.»
در اشعیا، باب ۴۱ آیهٔ ۱۰ آمده است:
«نترس؛ من با تو هستم! من خدای تو هستم! از هیچچیز ترسان مباش، من تو را تقویت کرده یاری خواهم نمود. من باقدرت عادلانۀ خود، از تو حمایت خواهم کرد.»
دوست عزیز، اگر امروز خستهای اما ایستادهای، بدان خدا وفادار است. ممکن است احساس کنی دیر شده، اما بدان که پنزد خداوند هیچ چیز فراموش نشده است. او که تا اینجا نگهت داشته، ادامهٔ راه را هم میداند.
سپاس برای وجودت که با همهٔ سختیها، وفادار ماندهای؛زندگی تو گواهی زنده از همراهی خدایی است که رها نمیکند.
پیمان شبانلاری