وقتی کلام خدا بر قلب مینشیند
دوست عزیز،
بعضی روزها اشک، زبان قلب است. نه از سر ضعف، بلکه بهخاطر سختی راه. یکی از دریافتکنندگان ایمیلهای «هر روز یک معجزه» مینویسد که امروز را با گریه گذرانده، اما خدا از طریق پیام همان روز با او سخن گفته و کلامش بر جسم و جانش نشسته است. او مینویسد که این پیام به او یادآوری کرده نترسد و نگرانیهایش را پای صلیب بگذارد.
این تجربه نشان میدهد که خدا درست در همان لحظهای که قلب خسته است، نزدیک میشود. نه برای سرزنش، بلکه برای آرامکردن و قوتدادن. وقتی کلام خدا شنیده میشود، فقط فهمیده نمیشود؛ در قلب جا میگیرد و جان را آرام میکند. اشکها میریزند، اما ترس قدرتش را از دست میدهد.
در اول پطرس، باب ۵ آیهٔ ۷ آمده است:
« بار تمام نگرانیهای خود را به دوش او بگذارید، زیرا او همیشه در فکر شما است.»
این آیه فقط یک توصیه نیست؛ دعوتی است به رهاکردن بارهایی که سالها بر قلب سنگینی کردهاند. صلیب جایی است که ترس، نگرانی و خستگی میتوانند زمین گذاشته شوند.
دوست عزیز، اگر امروز گریه کردهای، بدان که خدا همانجا با تو بوده است. اگر کلامش بر قلبت نشسته، این نشانهٔ توجه و محبت اوست. تو تنها نیستی و لازم نیست بار همهچیز را خودت حمل کنی. بگذار او بارهایت را حمل کند و راه را به تو نشان دهد.
سپاس برای وجودت که با قلبی باز کلام خدا را میپذیری؛حضور تو نشانهای زنده از کاری است که خدا هنوز در دلها انجام میدهد.
پیمان شبانلاری