اسم بد، ذات بد؟
دوست عزیز،
شخصی سالها زندانی بود. در میان نگهبانها، کسی بود که به خشونت و بیرحمی شهرت داشت؛ رفتارش آنقدر سخت بود که همه او را نماد ظلم میدانستند.چند روز قبل از رفتن این نگهبان، زندانی برای جلسهای به دفتر فراخوانده شد. وقتی صحبتها تمام شد، همان نگهبان رو به او کرد و گفت: «میخواهم برای شما آرزوی موفقیت کنم.» جملهای ساده، اما غیرمنتظره. نه از سر اجبار، نه با تمسخر؛ مثل یک انسان. زندانی جا خورد، تشکر کرد و برای او هم آرزوی خیر کرد.بعدها زندانی بارها به آن لحظه فکر کرد. کسی که سالها بیرحمانه رفتار کرده بود، ناگهان روی دیگری از خود نشان داده بود. انگار زیر آن همه خشونت، هنوز جایی برای انسان بودن باقی مانده بود.این تجربه برای زندانی یک یادآوری شد: حتی کسانی که سرد و سنگدل به نظر میرسند، لزوماً غیر قابل تغییر نیستند. گاهی یک سیستم ناعادلانه، انسان را به چیزی تبدیل میکند که او دیگر خودش نیست. اما اگر قلب لمس شود، تغییر همیشه ممکن است.
در رسالهٔ دوم قرنتیان، باب ۵ آیهٔ ۱۷ آمده است:«اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است؛ چیزهای کهنه درگذشت، اینک همهچیز تازه شده است.»
دوست عزیز، شاید امروز خدا تو را دعوت میکند آدمها را فقط از روی رفتارشان قضاوت نکنی، بلکه امکان تغییر را هم در نظر بگیری.
سپاس برای دلی که امید به دگرگونی را از دست نمیدهد؛تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری