یک قدم بیشتر
دوست عزیز،
مردی حدوداً هفتاد ساله از خاطراتش اینطور تعریف میکند: وقتی بیست سالم بود و تازه تحصیلاتم تمام شده بود، از پدرم پرسیدم چطور باید وارد دنیای کار شوم. او سالها افسر ارتش بود؛ سختگیر اما منصف، جدی اما قابل اعتماد. گفت اگر میخواهی دربارهٔ کار حرف بزنیم، بیا دفترم.
روز قرار، وارد اتاق بزرگی شدم و خودم را خیلی کوچک دیدم. پدرم مستقیم رفت سر اصل مطلب. گفت: «در شروع کارت، وظایف زیادی به تو میدهند. اولین کار این است که هر وظیفه را تا جاییکه میتوانی خوب انجام بده. اما بار دوم که همان کار را میکنی، فقط خوب انجام نده؛ یک قدم بیشتر بردار.»
منظورش روشن بود. انجام وظیفه فقط کافی نیست. ابتکار، دقت و توجهِ اضافه است که تفاوت میسازد. همان «کمی بیشتر» است که تو را از بقیه جدا میکند؛ نه برای دیدهشدن، بلکه چون کارت را جدی گرفتهای.
این نگاه با ایمان مسیحی همخوان است. خدا ما را به حداقلگرایی دعوت نمیکند. او دل، نیت و وفاداریِ ما را میبیند. وقتی کاری را با دلوجان انجام میدهی، حتی اگر کوچک باشد، در نگاه خدا ارزش پیدا میکند.
در انجیل متی، باب ۵ آیهٔ ۴۱ آمده است:«هرگاه شخصی تو را به پیمودن یک کیلومتر راه مجبور نماید، دو کیلومتر با او برو.»
دوست عزیز، شاید امروز فرصتت همین باشد؛ همان کاری را که در دست داری، با یک قدمِ اضافه انجام دهی.
سپاس برای دلی که به حداقل قانع نیست،تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری