گاهی فقط شنیدهشدن کافی است
دوست عزیز،
چند سال بعد از ترک مدرسهام، برای حضور در بازارچهٔ نوروزی دعوت شدم و تصمیم گرفتم نقش عمونوروز را بازی کنم. ریش تازهام را با کمی آرد، سفید کردم و واقعاً هم شبیه عمونوروز شدم. بچهها صف میکشیدند، میخندیدند و هدیههای کوچکی میگرفتند. همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه متوجه یک پسربچهای شدم که یکبار، دوبار و حتی سهبار برگشت تا با من صحبت کند. هدیهها آنقدرها هم جذاب نبودند. کنجکاو شدم و از او پرسیدم چرا اینهمه بار میآید. جوابش ساده بود: «من فقط دوست دارم با تو حرف بزنم.»
همانجا چیزی برایم روشن شد. خیلی از بچهها و حتی بزرگترها، بیش از هر چیز، نیاز دارند کسی واقعاً به حرفشان گوش بدهد. نه نصیحت کند، نه عجله داشته باشد، نه قضاوت کند. فقط گوش بدهد. گاهی شنیدهشدن، بزرگترین هدیهای است که میتوان به یک انسان داد.
ما اغلب فکر میکنیم برای اثر گذاشتن باید کار بزرگی انجام دهیم، اما خدا خیلی وقتها از ما چیزی سادهتر میخواهد؛ اینکه حاضر باشیم، وقت بگذاریم و گوش کنیم.
در کتاب جامعه، باب ۳ آیۀ ۷ آمده است:
«زمانی برای سکوت است، زمانی برای سخن گفتن.»
دوست عزیز، شاید امروز نتوانی مشکل کسی را حل کنی، اما اگر واقعاً به او گوش بدهی، ممکن است همانجا خدا از تو استفاده کند.
سپاس برای دلی که گوش میدهد،تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری