محبتِ واقعی حاضر است واگذار کند
دوست عزیز،
در ابتدای باب سوم از کتاب اول پادشاهان، داستانی آمده که همچنان تازگی دارد. دو زن با نوزادی نزد سلیمانِ حکیم آمدند. هر دو ادعا میکردند مادر کودک هستند و هیچ شاهدی هم در کار نبود. سلیمان که راهی برای قضاوت نمیدید، پیشنهادی عجیب داد: «کودک را دو نیمه کنید و به هرکدام نیمی بدهید.»
یکی از زنان بیدرنگ گفت: «اشکالی ندارد، اگر مال من نیست، مال او هم نباشد.» اما زن دیگر با وحشت فریاد زد: «نه! کودک را نکشید. بگذارید او را ببرد؛ فقط زنده بماند.» همانجا همهچیز روشن شد. سلیمان فهمید مادر واقعی کسیست که حاضر است از حقِ خود بگذرد تا جانِ فرزند حفظ شود.
این داستان فقط دربارهٔ حکمت سلیمان در داوری نیست؛ بلکه دربارهٔ ماهیت محبت هم است. محبتِ واقعی مالکیتطلب نیست. حاضر است واگذار کند، عقب بنشیند و حتی ببازد، فقط برای اینکه دیگری آسیب نبیند.
خیلی وقتها درونیات انسان نه در ادعاها، بلکه در جایی آشکار میشود که انسان حاضر است چیزی را از دست بدهد. خدا هم محبت را همینگونه نشان میدهد؛ محبتی که بهجای گرفتن، جان خود را میدهد.
در اول قرنتیان، باب ۱۳ آیهٔ ۵ آمده است: «محبت در پیِ نفع خود نیست.»
دوست عزیز، شاید امروز خدا از تو نخواهد چیزی را ثابت کنی، بلکه بخواهد نشان دهی چقدر حاضری از خودت بگذری.
سپاس برای دلی که محبت را به مالکیت ترجیح میدهد،
تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری