• FA
    • AR Arabic
    • CS Czech
    • DE German
    • EN English
    • ES Spanish
    • FA Farsi
    • FR French
    • HI Hindi
    • HI English (India)
    • HU Hungarian
    • HY Armenian
    • ID Bahasa
    • IT Italian
    • JA Japanese
    • KO Korean
    • MG Malagasy
    • MM Burmese
    • NL Dutch
    • NL Flemish
    • NO Norwegian
    • PT Portuguese
    • RO Romanian
    • RU Russian
    • SV Swedish
    • TA Tamil
    • TH Thai
    • TL Tagalog
    • TL Taglish
    • TR Turkish
    • UK Ukrainian
    • UR Urdu
تاریخ انتشار ۱۵ مارس ۲۰۲۶

سایه‌ای که نور را می‌گیرد

تاریخ انتشار ۱۵ مارس ۲۰۲۶

 دوست عزیز،

روزی اسکندر مقدونی، کسی‌که تقریباً تمام دنیای شناخته‌شدهٔ زمان خود را فتح کرده بود، وارد شهری شد. همهٔ بزرگان شهر به استقبالش رفتند، جز یک نفر فیلسوف به نام دیوژن.

دیوژن مردی بود که عمداً هیچ‌چیز نداشت. نه خانه، نه دارایی. در یک بشکه در میدان شهر زندگی می‌کرد و معتقد بود وابستگی به قدرت و مال، انسان را اسیر می‌کند. اسکندر که کنجکاو شده بود، شخصاً نزد او رفت. با زره درخشان و اقتدار کامل ایستاد و گفت: «هر چه بخواهی به تو می‌دهم.»

دیوژن سرش را بلند کرد و گفت: "فقط یک خواهش دارم."، اسکندر گفت: "بگو". دیوژن گفت: "کمی کنار برو. سایه‌ات آفتاب را از من گرفته."

اسکندر همه‌چیز داشت و می‌خواست ببخشد. دیوژن هیچ نداشت و چیزی هم نمی‌خواست، جز نور. او نشان داد که بزرگ‌ترین مانع آرامش، کمبود امکانات نیست، بلکه سایهٔ قدرت، ترس و وابستگی است.

در زندگی تو هم ممکن است «سایه‌هایی» باشند که بین تو و نور خدا ایستاده‌اند. گاهی خدا چیزی اضافه نمی‌کند، فقط دعوت می‌کند بعضی چیزها کنار بروند.

در انجیل یوحنا، باب ۸ آیۀ ۱۲ آمده است:«من نور جهان هستم، هر که مرا پیروی کند، در تاریکی نخواهد ماند.»

دوست عزیز، امروز از خودت بپرس: چه چیزی باید کنار برود تا نور را دوباره ببینی؟

سپاس برای وجودت،تو یک معجزه‌ای.

پیمان شبان‌لاری

پیمان شبان لاری
نویسنده

کسی که با قلبی پر از ایمان می‌نویسد، تا کلمات، پلی باشند میان دل تو و حضور خداوند.