وقتی هرکس سهمش را رقیق میکند
دوست عزیز،
روزی مردم یک روستا تصمیم میگیرند برای پادشاهی که مهمانشان میشود، صبحانهای شاهانه آماده کنند. ظرف بزرگی فراهم میکنند و قرار میگذارند هر خانواده شیرِ بزهایش را بیاورد تا ظرف پر شود. اما هر نفر با خودش میگوید: «این ظرف آنقدر بزرگ است که اگر کمی آب قاطی شیر کنم، کسی نمیفهمد.» همین فکر در ذهن بقیۀ مردم هم تکرار میشود. نتیجه این میشود که سر صبحانه، بهجای شیر، مایعی سفیدرنگ سر سفر گذاشته میشود که فقط مزهٔ خساست و خودخواهی میدهد!
این داستان یک هشدار ساده دارد. گاهی ما هم در زندگیِ روحانی همین کار را میکنیم. در جمع، در خانواده، در خدمت، در دوستیها، سهم خودمان را رقیق میکنیم. نه به این معنا که حتماً کار بدی میکنیم؛ بلکه یعنی صداقت، محبت، وقت و یا توجهی را که باید کامل بدهیم، نصفهنیمه میدهیم و با خودمان میگوییم کسی متوجه نمیشود. اما نتیجهٔ نهایی را همه میچشند. چون برکتِ جمع، از صداقتِ تکتک افراد ساخته میشود.
در نامه به غلاطیان، باب ۶ آیۀ ۹ آمده است:«پس از انجام نیکوکاری خسته نشویم زیرا اگر دست از کار نکشیم، در وقت مناسب محصول خود را درو خواهیم کرد.»
دوست عزیز، امروز سهم تو مهم است. شاید کسی نفهمد چه مقدار میدهی، اما خدا میبیند. شیرِ خالصِ تو میتواند طعم یک خانه، یک رابطه و یا یک خدمت را عوض کند.
سپاس برای دل تو که سهم خودت را به تماموکمال میدهی،تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری