تیزکردن سر تبر، نهفقط کارکردن!
دوست عزیز،
داستان دو نفر هیزمشکن پیر و جوان فقط دربارهٔ قدرت یا سن نیست؛ دربارهٔ خرد است. هیزمشکن جوان با تمام توان بیوقفه کار میکند و مطمئن است که تلاش بیشتر یعنی نتیجهٔ بهتر. اما پیرمرد هر از گاهی بازمیایستد؛ نه از تنبلی، بلکه برای تیزکردن سر تبر. او میداند اگر ابزارش تیز نباشد، حتی بیشترین انرژی هم به هدر میرود.
این داستان شبیه زندگی بسیاری از ماست. گاهی آنقدر درگیر دویدن، تلاشکردن و انجامدادن میشویم که فراموش میکنیم توقفِ درست، بخشی از حکمت است. دعا، خلوت، گوشدادن به خدا و تازهشدن در حضور او همان تیزکردن سر تبر است. بدون آن، خستگی زیاد میشود و ثمر کمتر.
در کتاب مزامیر، باب ۱۲۷ آیۀ ۱ آمده است:«اگر خداوند خانه را بنا نکند، زحمت بناکنندگانش بیهوده است.»
دوست عزیز، امروز شاید لازم نباشد بیشتر بدوی؛ شاید لازم است مکث کنی. چند دقیقه دعا، چند لحظه سکوت و بازگشت به منبع قوت. این مکث، عقبگرد نیست؛ بلکه آمادگی برای ثمربخشی بیشتر است.
سپاس برای وجودت،تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری