گلهایی که آنسوی دیوار شکفتند
دوست عزیز،
گاهی با تمام دلوجان کاری را انجام میدهی و منتظر نتیجه میمانی، اما چیزیکه میبینی فقط سکوت است. زحمت کشیدهای، مراقبت کردهای دعا کردهای، اما انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. درست مثل آن زن جوان که هر روز به گیاهش رسیدگی کرد، اما در حیاط خودش حتی یک شکوفه هم ندید.
ناامیدی آرامآرام سراغش آمد. فکر کرد شاید وقتش رسیده نگهداری از آن گیاه را کنار بگذارد. اما همان لحظه، صدایی از آنسوی دیوار شنید. همسایهای که گفت از دیدن گلهای آن بوته لذت میبرد. وقتی زن به حیاط همسایه رفت، حقیقت را دید. شاخهها از بالای دیوار عبور کرده بودند و همهٔ گلها آنطرف دیوار شکفته بودند.
این داستان شبیه زندگی خیلی از ماست. گاهی خدا ثمر تلاشمان را درست همانجا که انتظار داریم نشان نمیدهد. نه چون بیثمر بوده، بلکه چون ثمرهاش برای دل دیگری بوده است. تو ممکن است امروز نتیجه را نبینی، اما این بهمعنای بیاثر بودن محبت، صبوری یا ایمان تو نیست.
در نامه به غلاطیان باب ۶ آیۀ ۹ آمده است:«پس از انجام نیکوکاری خسته نشویم، زیرا اگر دست از کار نکشیم، در وقت مناسب محصول خود را درو خواهیم کرد.»
دوست عزیز، ،اگر امروز گلها را نمیبینی، شاید ثمرۀ کارهایت در جایی دیگر شکوفا شده است. خدا کارش را گاهی پنهان، اما دقیق انجام میدهد.
با قدردانی از دلی که بذرها را میکارد،تو نشانهٔ یک معجزهای.
پیمان شبانلاری