محبت یعنی انتخاب را محترم بدانی
دوست عزیز،
مردی سالها پیش برای حل مشکلی خانوادگی نزد شبان کلیسایش رفت. انتظار داشت جواب آماده بگیرد؛ اینکه چه بکند، چه نکند و چه تصمیمی «درست» است. بعد از توضیح مفصل، شبان فقط یک سؤال پرسید: «اگر خدا به تو اختیار داده، چرا میخواهی من بهجایت انتخاب کنم؟»مرد جا خورد. عادت کرده بود دیگران برایش تصمیم بگیرند؛ پدر، جامعه، حتی ایمان. شبان ادامه داد: «محبت خدا این نیست که تو را مجبور کند؛ این است که راه را نشان دهد و انتخاب را به خودت بسپارد.»آن مرد بدون نسخهٔ آماده از اتاق بیرون رفت، اما با مسئولیتی تازه. فهمید ایمان فقط اطاعت کور نیست؛ پاسخ دادن آگاهانه به دعوت خداست. تصمیم سختتر شده بود، اما واقعیتر.گاهی ما از خدا میخواهیم کنترل زندگیمان را به دست بگیرد، اما خدا به جای کنترل، به بلوغ ما فکر میکند. او میخواهد انسانهایی باشیم که از روی محبت، انتخاب میکنند؛ نه از ترس، نه از اجبار.
در مکاشفهٔ یوحنا، باب ۳ آیهٔ ۲۰ آمده است:« اینک پشت در ایستاده در را میکوبم؛ اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند، وارد خواهم شد…»
دوست عزیز، خدا در را نمیشکند. میایستد، صدا میزند و منتظر میماند. شاید امروز ایمان، یعنی جرأتِ باز کردن در.
سپاس برای دلی که آزادانه پاسخ میدهد؛تو یک معجزهای.
پیمان شبانلاری