گنجی که زیر پای ماست
دوست عزیز،
پیرمردی در آخرین روزهای عمر خود به پسرانش گفت، گنج خانه در باغ پنهان شده. آنها با هیجان باغ را کندند، زیرورو کردند، خاکها را جابهجا کردند، اما هیچ گنجی نیافتند. اما همان سال، باغ محصولی داد که در طول عمرشان ندیده بودند. آنها فهمیدند که پدرشان گنج را پنهان نکرده بود؛ بلکه از این طریق به آنها آموخته بود با کار و استمرار، ثمر بیاورند.
این همان حقیقتی است که خدا بارها در زندگی ما تکرار میکند:گاهی گنج را نمیدهد، بلکه «زمینی» میدهد که با کار و ایمان، تبدیل به گنج شود.گاهی دعاهای ما فوراً جواب نمیگیرند، چون خدا درحال ساختن ماست.گاهی دنبال چیزهایی در دوردست میگردیم، اما پاسخ درست زیر پاهای ماست؛ در همان رابطه، همان فرصت کوچک، همان قدم ثابت هر روزه.
در امثال سلیمان باب ۱۲ آیۀ ۱۱ میخوانیم:«آنکه بر زمین خود کار کند، نانِ سیر خواهد خورد، اما کمعقل است آنکه از پی باد میدود.»
دوست عزیز، شاید امروز حس میکنی "گنج" تو پیدا نشده. اما اگر با وفاداری و امانتداری گام برداری، زمینات ثمر خواهد داد. خدا کار تو را بینتیجه نمیگذارد.
دعا میکنم امروز دستت قوت تازه بگیرد و بدانی که گنج زندگیات، در مسیری است که خدا برایت گذاشته.
سپاس برای وجودت،تو برکتی هستی که ثمرهاش دیده خواهد شد!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)