وقتی سبک میشوی، راه باز میشود
دوست عزیز،
گاهی فکر میکنیم زندگی سخت است، درحالیکه سختی واقعی چیزی است که بیدلیل با خود حمل میکنیم. حکایت مردی که از کوه بالا میرفت، همین حقیقت را نشان میدهد. او کولهپشتیِ سنگینی داشت و هرچه بالاتر میرفت، قدمهایش سختتر میشد. وقتی نشست و زیپ کوله را باز کرد، دید پر از سنگهایی است که در مسیر جمع کرده؛ وزنههایی غیرضروری که تنها قدم های او را کُند کرده بودند. مرد سنگها را روی زمین ریخت و ناگهان مسیر برایش سبک و آسان شد.
در انجیل متی، باب ۱۱ آیۀ ۲۸ آمده است:«بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من به شما آرامی خواهم بخشید.»
دوست عزیز، شاید تو هم بدون اینکه متوجه باشی، سنگهایی را در کولهٔ دلت گذاشتهای؛ نگرانیها، دلخوریها، مقایسهها یا ترسهایی که سالهاست جا خوش کردهاند. اینها نه تو را قویتر میکنند و نه محافظت، فقط سرعتت را میگیرند.
امروز از خدا بخواه کمکت کند تا این سنگهای بیفایده را از کولهات بیرون بریزی. وقتی سبک شوی، راهی که سخت به نظر میرسید، ناگهان تغییر میکند.
سپاس برای دلی که سبکشدن را انتخاب میکند،تو یک معجزهای!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)