سکوتی که خودِ ما میشکنیم
دوست عزیز،
چهار راهب تصمیم گرفتند هفت روز سکوت کنند تا دلشان در آرامش خدا ریشه بگیرد. روز اول همه ساکت بودند و فضا پر از حضور خدا بود. اما شب که شمعها کمنور شد، یکی از راهبان به خدمتکار گفت شمعها را درست کند. شاگرد دوم گفت که قرار بود حرف نزنند. سومی شکایت کرد که آن دو سکوت را شکستند و چهارمی با غرور گفت تنها کسی که هنوز حرفی نزده، خودش است. در ظاهر همه میخواستند سکوت کنند، اما در عمل هر چهار نفر سکوت را با دلمشغولیهای خود شکستند.
در کتاب امثال، باب ۱۰ آیۀ ۱۹ میخوانیم:
»پُرحرفی موجب گناه میشود، امّا شخص عاقل زبانش را مهار میکند.«
پیام واضح است: سکوتِ خارجی کافی نیست، سکوتِ دل مهمتر است.
دوست عزیز، ما هم گاهی همینطوریم. تصمیم میگیریم آرام باشیم، دعا کنیم، کمتر بگوییم و بیشتر بشنویم؛ اما نگرانیها، قضاوتها، مقایسهها یا غرور، سکوت درونیِ ما را میشکند. گاهی سکوتنکردن فقط حرفزدن نیست؛ گاهی اعتراض درونی است، گاهی احساس برتری است و گاهی قضاوت دیگران!
امروز خدا تو را دعوت میکند به سکوت دل و نه فقط سکوت زبان. لحظهای که از قضاوت، مقایسه و نگرانی میگذری، همانجاست که خداوند میتواند با تو سخن بگوید.
دعا میکنم امروز آرامشی عمیق در قلبت جاری شود، آرامشی که هیچ صدایی در درونت آن را بههم نزند.
سپاس برای دلی که مشتاق شنیدن صدای خداست،تو یک معجزهای!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)