وقتی فقط بخشی از حقیقت را میبینی
دوست عزیز،
داستان معروف مردان نابینا و فیل یکی از روشنترین تصویرها دربارهٔ خطای نگاه محدود ماست.
هرکدام از آن مردان فقط یک بخش از فیل را لمس کردند و براساس همان بخش کوچک، تصویری کامل برای خود ساختند. یکی گفت فیل مثل مار است، دیگری گفت شبیه بادبزن، آنیکی گفت ستون است، دیگری دیوار، یکی طناب و دیگری نیزه. همه راست میگفتند، اما حقیقت را نمیدیدند.
در نامۀ اول به قرنتیان باب ۱۳ آیۀ ۱۲ نوشته شده است:
»آنچه اکنون میبینیم مثل تصویری تیره در آینهای تار است.«
یعنی دید ما همیشه ناقص است و آنچه بهنظرمان قطعی و روشن میآید، شاید فقط بخشی از واقعیت باشد.
دوست عزیز، خیلی وقتها ما هم مثل همان مردان رفتار میکنیم. براساس یک اتفاق، یک جمله، یک برداشت یا یک تجربهٔ تلخ، دربارهٔ کل زندگی نتیجهگیری میکنیم. گاهی روی یک بخش کوچک از یک رابطه، یک مشکل یا یک رویداد بزرگنمایی میکنیم و همان را «تمام حقیقت» میدانیم. اما خدا ما را دعوت میکند با فروتنی بپذیریم که نگاه ما کامل نیست.
وقتی قلبت آرام میشود، وقتی عجله نمیکنی، وقتی از خدا میپرسی و منتظر میمانی، آنوقت تصویر کاملتر میشود. خدا همهٔ فیل را میبیند، نهفقط یک بخش را. او میداند پشت یک اتفاق چه چیزی پنهان است، چه خیری در راه است و چه درسی در انتظار توست.
دعا میکنم امروز خدا چشمت را روشن کند و تو را از محدودیت نگاهت بالاتر ببرد.
سپاس برای قلب جستوجوگر و نگاه صادقانهٔ تو،تو یک معجزهای!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)