آنجا که نور نیست، حقیقت پنهان است
دوست عزیز،
بعضی وقتها ما دقیقاً مثل آن مرد مست عمل میکنیم. چیزی را در تاریکیِ زندگی از دست میدهیم، اما میرویم زیر نزدیکترین چراغ و آنجا دنبالش میگردیم! فقط چون نور بیشتری دارد، چون راحتتر است، چون لازم نیست به عمق زخمها یا ریشهٔ مسئله نگاه کنیم.
در مزمور ۱۱۹ آیۀ ۱۰۵ میخوانیم:
«کلام تو برای پایهای من چراغ، و برای راه من نور است.»
دوست عزیز، خیلی وقتها مشکل ما در زندگی این نیست که پاسخ نداریم، بلکه این است که در جای اشتباه دنبال آن میگردیم. آرامش را بیرون از خود جستوجو میکنیم، درحالیکه اضطراب درون ماست. امید را در تغییر شرایط میخواهیم، درحالیکه درمان در حضور خداست. حتی برای یافتن مسیر زندگی، گاهی دنبال صدای آدمها میرویم، نه صدای خدا!
دعوت امروز این است: اگر کلیدت را در تاریکی گم کردهای، زیر نور خیابان نگرد. با خدا به همان تاریکی قدم بگذار. آنجا، درست همانجایی که از آن فرار میکنی، نورِ حقیقی میتابد و پاسخ آشکار میشود.
سپاس برای صداقتت که در جستوجوی حقیقت هستی،تو یک معجزهای!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)