وقتی نمیدانی خدا چه در نظر دارد!
دوست عزیز،
زندگی همیشه همانطور که بهنظر میرسد نیست. گاهی چیزی که امروز بد دیده میشود، فردا دری از رحمت خدا را باز میکند و چیزی که امروز نعمت است، فردا آزمونی تازه میشود.
در کتاب پیدایش، باب ۵۰ آیۀ ۲۰ میخوانیم:
»شما برای من نقشۀ بد کشیدید، ولی خدا آن را به نیکی تبدیل نمود.«
این حقیقت، شالودهٔ امید است.
داستانی قدیمی میگوید کشاورزی اسبش را از دست داد و همه گفتند «چه بد شد». کشاورز فقط گفت «شاید». فردا اسب برگشت و هفت اسب دیگر آورد و گفتند «چقدر عالی» و او باز گفت «شاید». روز بعد پای پسرش شکست و گفتند «این خیلی بد است» و جواب همان بود «شاید». چند روز بعد سربازگیران آمدند و پسر کشاورز را نبردند و گفتند «این عالی است» و او باز گفت «شاید».
دوست عزیز، این داستان دقیقاً همان چیزی است که خدا امروز به تو یادآوری میکند. ظاهر وقایع، حقیقتِ کامل نیست. خدا پشت صحنه درحال بافتن طرحی بزرگتر است، حتی اگر تو امروز تنها بخشی مبهم از آن را ببینی. هیچ سختی آخر راه نیست و هیچ بنبستی برای خدا معنا ندارد.
دعا میکنم نگاهت از ظاهر اتفاقات فراتر برود و قلبت به خوبیهایی که هنوز پنهاناند، امیدوار بماند.
سپاس برای وجود تو که در میان نادیدهها هم ایمان را نگه میداری،تو یک معجزهای!
پیمان شبانلاری
(دریافت این پیامها فقط از طریق ثبتنام شخصی انجام میشود.)