بخشش تو را آزاد می کند!

بخشش تو را آزاد می کند!

خانه | Miracles | بخشش تو را آزاد می کند!

آیا تا به حال شده که سعی کنی کسی را ببخشی ولی نتوانی؟

 ممکن است به خاطر یک اتفاق عمدی یا سهوی در درون تو یک حس ناامنی یا یک “انسداد عاطفی” ایجاد شده باشد! اما چطور می توان آن را کنار گذاشت و به یک بخشش واقعی و عمیق رسید؟

دوست من! “بخشیدن” اطاعت تو از خداوند است و الزاما از احساسات تو نشات نمی گیرد… کلام خدا تو را تشویق می‌کند که ببخشی… در این مورد می توانی به افسسیان، باب 4، آیه 32 مراجعه کنی که می گوید: «و با یکدیگر مهربان باشید، یکدیگر را ببخشید، همانطور که خدا در مسیح شما را بخشید.»

بنابراین، این بخشش با تصمیم و انتخاب تو انجام می شود، اما در واقع یک بخشش الهی است.

بخشش مانند کلیدی است که دروازه های بهشت ​​را باز می کند و به خداوند اجازه می دهد در زندگی تو حرکت کند.

دوست خوبم! اگر احساس می‌کنی برای بخشیدن بعضی افراد در زندگی ات دچار ضعف هستی، از تو دعوت می‌کنم اکنون با من دعا کنی…

«خدایا، تو از قلب من آگاهی! تو می دانی نتوانسته ام (نام شخص را بگو) را ببخشم. من با تمام توانم تلاش کردم، اما نتوانستم. از تو می خواهم که از طریق روح القدس به من کمک کنی تا در مورد آن شخص به بخشش واقعی برسم و در آزادی کامل با تو گام بردارم… و در زندگی، از شادی و آرامش تو لبریز شوم. بله ای خداوند، می طلبم قلب من را از عشق به او پر کن! در نام قدوس تو عیسی، آمین.»

دوست عزیزم! برخلاف نبخشیدن که مسیر ایمان را مسدود می کند و شادی تو را از بین می برد؛ بخشش، آزادی درونی ایجاد می کند و آرامش به وجود می آورد. این موضوع به زیبایی در یک آهنگ به نام  “بخشش” اثر “متیو وِست” بیان شده که در متن شعر می خواند: “آن فرد زندانی که واقعاً آزاد می شود تو هستی!”

در اینجا می خواهم به داستان الهام‌بخش این آهنگ اشاره کنم. درباره زنی که توانست یک کار غیرممکن را انجام دهد. امیدوارم در هنگام خواندن این داستان روح القدس در قلب تک تک شما عزیزان کار کند. خلاصه ی داستان به شرح زیر است:

زنی، مادر چهار فرزند بود. متاسفانه، دختر 20 ساله اش را در یک تصادف رانندگی از دست داد. راننده، مردی 24 ساله بود؛ او در هنگام تصادف مست بود. دادگاه، وی را به 22 سال حبس محکوم کرد. مادر، ناراحت از غم از دست دادن فرزندش، به شدت از راننده آن ماشین عصبانی بود. تمام وجودش لبریز از حس انتقام شده بود و بدترین روزهای زندگیش را می گذراند. با وجود خشم زیاد، او فهمید که این فقط آن مرد نیست که زندانی شده است، بلکه او هم در زندانِ نبخشیدن و انتقام گرفتار شده بود. بنابراین در حالی که همه به او می گفتند خشم تو کاملا طبیعی است؛ در کمال ناباوری تصمیم گرفت از این احساسات دست بکشد و آن راننده را ببخشد. او گفت: «لحظه ای که او را در آغوش گرفتم و گفتم که تو را می بخشم، به یکباره هر دوی ما رها شدیم… و در کمال شگفتی، شفا در ما جاری شد!»

راننده ماشین متعجب بود؛ چون او توانایی بخشش خودش را نداشت. پس چطور این مادر او را بخشیده بود!؟

داستان به اینجا ختم نشد، آن مادر، یک گام جلوتر گذاشت و در دادگاه در دفاع از راننده صحبت کرد و از قاضی خواست برای او بخشش و یا تخفیف قائل شود تا این جوان تمام عمرش را در زندان نگذراند. دفاع و جانبداری او باعث شد تا حکم دادگاه از 22 سال به 11 سال تغییر کند.

از آن زمان آن مرد یکی از اعضای خانواده و بهتر است بگوییم پسر آن خانواده به حساب می آید.

همانطور که اشاره شد این داستان، نه تنها الهام بخش ساخت یک آهنگ بوده است، بلکه به انسان های بسیاری کمک کرده تا زیبایی یک بخشش واقعی را بهتر درک و احساس کنند.

دوست عزیز، در صورت تمایل می توانی داستان را از طریق لینک زیر و از زبان شخصیت های واقعی (البته به زبان انگلیسی) بشنوی.


آیا مایل به دریافت پیغام های روزانه ی ما در جعبه ی دریافت ایمیل خود هستید؟ ثبت نام نمایید.